تحقیق در مورد مهديا

تحقیق در مورد مهديا
تحقیق, تحقیق در مورد مهديا, دانلود تحقیق در مورد مهديا, مهديا, مورد

رفتن به سایت اصلی

تحقیق در مورد مهديا
لینک دانلود و خرید پایین توضیحاتدسته بندی : ووردنوع فایل :  word (..doc) ( قابل ويرايش و آماده پرينت )تعداد صفحه : 10 صفحه
 قسمتی از متن word (..doc) :  
‏2‏مهديا!‏جانها، شورانگيز از ياد دلرباي توست. ‏ ‏شقايق هاي‏ ‏ شادي بشر، در شبستان ‏ ‏شيدايي تو مي كا‏ ‏ود‏ ‏ و شايسته ترين بندگان خدا، ‏ ‏شب ها و روزها، ‏ ‏شرط تداوم ‏ ‏حيات خويش را در آويختن به شاخه طوباي محبت تو‏ ‏ مي دانند.‏يارا!‏دلها به ياد ‏ ‏تو مي تپد و ‏ ‏روشني‏ ‏ نگاه‏ ‏ منتظران به افق خورشيد ظهور توست … اي برترين افق براي پرواز پرندگان آرزو، اي‏ ‏ تجلي‏ ‏ آبي ترين ‏ ‏آسمان ‏ ‏اميد، اي منتهاي برترين ‏ ‏خيال هستي، اي ‏ ‏آرمان همه چشم انتظاران، دنيا نيازمند ظهور توست، و قلب انسانها به شوق زيارت روي دلرباي تو مي تپد.‏اي‏ ‏ قلب ‏ ‏عالم امكان، بيا و گـَرد گامهايت ‏ ‏را توتياي ‏ ‏چشمانمان قرار ده. بيا كه نواي دل انگيز توحيدت را با گوش جان شنواييم.‏مولا جان بيا! …‏پس از ولادت امام زمان‏ عليه السلام به دليل شرايط سياسى آن دوران تولد ايشان در زير پرده كتمان پوشيده ماند. امام حسن عسكرى‏ عليه السلام ‏تولّد فرزند خويش را جز به اصحاب خاص خود در ميان ننهاد. امامت ايشان بنا به حديثهاي بسياري بود كه از پيامبر (ص) و امامان پيشين روايت شده بود. امام زمان (عج) پس از آنكه بر بدن گرامي پدر نماز گزارد از چشم مردمان پنهان شد. سبب پنهان شدن آن حضرت اين بود كه خليفه هاي عباسي تصميم به كشتن او داشتند. در روايتى ‏از كتاب غيبت، از عدّه‏ اى از اصحاب امام عسكرى نقل شده است كه‏ گفتند: “نزد امام عسكرى ‏عليه السلام گرد آمده بوديم و از وى در باره حجّت ‏و پيشواى پس از او پرسش مى ‏كرديم. در مجلس او چهل مرد حضورداشتند. عثمان بن سعيد بن عمر عمرى در برابر آن‏حضرت بر پا خاست ‏و گفت: فرزند رسول خدا! مى‏ خواهم در باره مطلبى از شما سؤال كنم كه‏ خود بدان داناتر از من هستي. امام به او فرمود: بنشين عثمان! عثمان ناراحت‏ و خشمگين برخاست تا خارج شود. امّا آن‏حضرت فرمود: كسى بيرون ‏نرود. هيچ كدام از ما بيرون نرفتيم. تا پس از ساعتى كه امام، عثمان را با صداى رسا ندا داد. عثمان روى پاهايش برخاست. امام فرمود: آيا شما را به خاطر مطلبى كه آمده ‏ايد، آگهى دهم؟ همه گفتند: آرى اى فرزند رسول خدا! فرمود: شما آمده ‏ايد تا درباره حجّت پس از من سؤال كنيد: همه گفتند: آرى. ناگهان پسرى را ديديم مثل پاره ماه، شبيه ‏تر از هركسى به امام عسكرى! فرمود: اين پس از من پيشواى شماست و جانشين ‏من بر شما. او را فرمان بريد و پس از من به تفرقه دچار نشويد كه در دين ‏خويش به هلاكت افتيد. بدانيد كه شما پس از اين روز او را نخواهيد ديد تا عمرش كامل گردد. از عثمان بن سعيد آنچه را مى‏ گويد بپذيريد و فرمان‏ او را اطاعت كنيد. كه او جانشين امام شماست و كار به دست اوست”.